برخي از نقاط ضعف و انحرافات در كشور

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    گفتاری از وحید جلیلی در جمع طلاب "مدرسه انقلاب اسلامی " در اواخر  ماه رمضان در برخي سايتها و خبرگزاريها منتشر گرديد كه فرازهايي از آن برايم بسيار جالب توجه و مناسب به نظر رسيد لذا ذيلا به خلاصه اي از آن اشاره مي نمايم:

    بنظر می رسد که انقلاب اسلامی توانسته در "صف"  ؛  انسان طراز و نمونه های تربیت مکتبی خودش را ، بازتولید کند.

    نمونه های پنجاه و هفتی، نمونه های دفاع مقدسی ؛ در  بدنه و توده ی حزب اللهی همچنان در حال رویش است و از "اردوهای جهادی"  گرفته تا "مدافعان حرم"  هنوز رایحه ی تفکر انقلابی حس می شود.

    بعضی از شهدای مدافع حرم، متولد دهه ی ۷۰ هستند . سالها پس از پایان دفاع مقدس به دنیا آمده اند و امروز می روند با این یقین در خطوط مقدم دفاع از انقلاب اسلامی ، جان خودشان را نثار می کنند.

     مدافعین حرم در شرایطی برای انقلاب اسلامی جان فدا می کنند که فساد،  فقر و تبعیض در کشور به چشم می خورد.

    معلوم است که چه بسا یقین شان بالاتر از نسل اول است که اینجور چیزها هم موجب نشده که وسوسه  خناسان ، آنها را از فداکاری در راه جمهوری اسلامی باز بدارد.

    با گذشت حدود ۴۰ سال ،  رویش های زیادی در مسیر آرمان ها و مبانی انقلاب همچنان در بین نسل های جدید  ، شکل می گیرد. اما این ها در حوزه "صف"  و بدنه مردمی انقلاب  است .اما وقتی که به ستاد و به خواص و چهره ها  نگاه می کنیم، عکس این جریان را می بینیم!یعنی انگار انقلاب اسلامی از بازتولید انسان های طراز خودش در سطح "ستاد" عقیم شده و کمتر آدم هایی در طراز رجایی ها و چمران ها و  خامنه ای ها و... به  سطوح ستادی، مدیریتی و... می رسند. این یک خلأ‌ و چالش مهم است که باید در موردش فکر کرد .

    وحدت مکتبی نابود و ائتلاف چرتکه ای را جایگزین نمودند. 

    یکی از مهم ترین مبانی نظام جمهوری اسلامی یا نظام ولایت فقیه این است که ما معتقدیم درنظام دینی کسانی باید جایگاه های حقوقی را در ساختار قدرت در دست بگیرند که دارای صلاحیت حقیقی باشند، اصلا ولایت فقیه وجمهوری اسلامی با همین گزاره آغاز می شود که : " جایگاه های حقوقی در اختیار صلاحیت ها و اصلحیت های  حقیقی" !

     ولی فقیه اقتدار خودش را از کجا می آورد؟ از اعتباریات ؟ از اینکه اسمش در فلان لیست بوده یا فلان ائتلاف چرتکه ای ِ سیاسی  حمایتش کرده ؟  یا از یک سری حقائق  و شایستگی های واقعی ؟

    چرا کسی نمی تواند منّتی بر سر رهبر انقلاب بگذارد، مثلا یک عده از خبرگان  جمع بشوند وبگویند  چون ما به شما رای دادیم پس شما  اینجا این  خلاف  را بکن! ایشان بلافاصله به آنها خواهد گفت که می خواستید رای ندهید!  چرا؟ بخاطراینکه آن ویژگی هایی که برای آن جایگاه مشخص شده در او  تعیّن پیدا کرده است و شما از لحاظ شرعی هیچ حجتی نداشتید که به کس دیگری بخواهید رای بدهید. منّتی بر سر او ندارید.

     ولی فقیه کسی است که نه تنها صلاحیت دارد بلکه اصلحیت دارد. نمی شود نظامی با این شعار،  با این مبنا آغاز بکند و بعد به مرور ، یک عده با قیافه های ظاهرالصلاح تلاش کنند که این اصول  را تغییر بدهند و بعد  با وقاحت خودشان را اصولگرا  ودیگران را ضد ولایت فقیه بنامند!

     اشعری مسلکی مد شد و به جای آنکه ببینند چه کسانی شایستگی حقیقی دارند ، گفتند ما به جای آدم شایسته دنبال آدم هماهنگ (همان حرف گوش کن و اهل لابی ) هستیم. هر که با ما  جماعت " لابیست"  هماهنگ بود شایسته است !

    "شایستگی؛  ملاک حقیقی ندارد. همه اش اعتباری است و مبنای اعتبار ، تغلب تشکیلاتی است اگر چه از راه اغوا و حذف و قالتاق بازی به دست آمده باشد ! " این گزاره ، کلید براندازی نظامی است که اساسش  طبق نظریه ولایت فقیه، بر شایستگی حقیقی کارگزاران،  بنا شده.

    يك نوع تفكر مي گويد : چرا همیشه شرایط را اضطراری نگه نداریم؟! وقتی که با القای شرایط اضطراری می توانیم از پاسخگویی فرار کنیم و حرف غلط خودمان را و آدمهای کم صلاحیت  یا بعضا فاسدِ حرف گوش کنِ خودمان را به کرسی بنشانیم و بسیاری چهره های حزب اللهی ِ اصلح و مستقل و ناهماهنگ با لابی ها  را حذف کنیم ،   چرا به خودمان زحمت بدهیم؟

     انقلاب اسلامی نیروهای زیادی را پرورش داده بود، تربیت کرده بود. نیروهایی که هم خلوص داشتند، هم تخصّص داشتند، هم تجربه داشتند، ولی اتّفاقا به خاطر همین خلوص و تخصص وتجربه‌شان، نمی‌توانستند با لابی‌های سیاست، با پاتوق‌های قدرت _چه چپش،چه راستش، چه اصولگرایش، چه اصلاحطلبش_ تعامل بکنند.می‌دیدند مناسبات در آن فضاها مناسبات دیگری است! اینها ترور شدند. از لحاظ جسمی ترور نشدند، ولی توان آن‌ها و قابلیّت و ظرفیّت آن‌ها، از مردم، از انقلاب، از نظام، از رهبری دریغ شد.

     باید آماده بشویم ،  امروز روز ویرایشِ تفکر انقلابی است. روز ویروس‌ زدایی از تفکر انقلاب اسلامی است. تا ما این ویروس‌زدایی را انجام ندهیم، آن‌قدر ضعیف خواهیم شد که نه در برابر حریف‌های  قَدَر که در برابر حریف‌های ضعیف هم خواهیم باخت.

    اصولگراهای مافنگی امروز همان پهلوان پنبه هایی هستند که به دوپینگ عادت کردند . با قدرت لابی  و تشکیلات ، شایسته تر ها را حذف کردند و نوچه بازی و قبیله گرایی راه انداختند و حالا که عمرشان سرآمده می خواهند از طریق تئوریزه کردن فساد سیاسی شان و تسری دادن آن به بدنه اجتماعی ؛ احتضارشان را عقب بیاندازند. آدرس غلط می دهند که مشکل ما اجتماعی و فرهنگی است.بله حتما ما مشکل فرهنگی و اجتماعی داریم .خود بنده هم در تبیین خلائ های فرهنگی و اجتماعی در حد بضاعتم قلم زده ام. ولی اساسِ همه اینها و پشتیبان همه اینها  فساد سیاسی جریان "حزب اللابی"  است که خود را رنگ کرده و حزب اللهی یا اصولگرا  جا زده است. حتما باید همزمان با فعالیت اجتماعی و فرهنگی  با  این فساد سیاسی که ریشه در فساد عقیدتی و سکولاریسم روشی دارد مبارزه کرد  تا نتیجه درست به دست بیاید .   

    ما بايد باید به مبانی معرفتی انقلاب برگرديم و خودمان را از تکنسین های انتخاباتی و پراگماتیست های سیاسی خلاص کند.خوشبختانه ادبیات معارفی ما و منابع دینی ما، بسیار سرشار هستند برای ترمیم تفکر ما، برای ویروس‌زدایی از تفکر ما.

    کلاه خودمان را قاضی کنیم ببینیم چقدر بین قول و عمل ما فاصله هست؟ در رفتار سیاسی، ما چقدر به مبانی دینی معتقدیم؟ قرآن در  آخر سوره‌ی مجادله، حزب‌الله را تعریف می‌کند. از مهمترین ویژگیهایی که خداوند برای حزب‌الله مشخص می‌کند، این است که این‌ها باندی عمل نمی‌کنند،  عشیرگی و قبیلگی رفتار  نمی‌کنند.

     خدا رحمت کند مرحوم اقای علی صفایی(ع-ص)  را که گفته بود قرآن مثل دارو خانه است شما نمی توانید وارد دارو خانه شوید همه را از یک کنار شروع کنید خوردن بعد بگویید داروست دیگر!  نه؛  ممکن است بمیرید!  اگر کسی می خواهد نسخه بدهد باید بیماری را درست تشخیص بدهد آسیب را درست بتواند تبیین کند و بعد بر اساس مبانی و معارف دینی بتواند برای  این مسائل جواب پیدا کند.

    اگر تقوا وجود نداشته باشد اگر خویشتن پایی وجود نداشته باشد اگر خود سازی وجود نداشته باشد و اگر فقط ادعا وجود داشته باشد و دائم دنبال ظاهر سازی باشیم و هر روز عنوانی درست کنیم و یک اسمی را علم کنیم بدون اینکه در واقع متصف به  یک ویژگی ممتاز دینی شده باشیم؛  آن وقت خیلی اتفاقات فاجعه آمیز در راه خواهد بود.

     « تلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » بسیاری از فسادها نتیجه برتری طلبی ها است.

    کسانی بدون داشتن کمترین صلاحیتی یا اصلحیتی، با پروپاگاندا، با زور، با تشکیلات ، با جنگ روانی ، با وابستگی به فلان امکانات ، می خواهند همچنان خودشان را برتر از دیگران قرار دهند ، خوب این فساد می آورد!

    بعد می فرماید: وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ .  اینها می گویند باید نتیجه گرا بود ، خوب  به تصریح قران؛  نتیجه و عاقبت هم ، برای متقین است. نتیجه در طول تقواست نه در عرضش!

    دولت فلان کار را می کند فلان خطا­ها در آن وجود دارد،  بله، وجود دارد. خوب آیا قوه قضائیه خیلی پاک است؟ سر تا ذیلش نور دارد می بارد؟ آیا همه اش بر اساس موازین حق و عدل اداره می شود؟چرا یک دهم نقدهایی که ما به قوه مجریه داریم- که باید بیشتر هم بشود کم هم هست- به قوه قضائیه نداریم؟چرا کمکش نمی کنیم که آسیب های خودش را بیشتر و بهتر بداند و برای ترمیمش گام های جدی تری بردارد؟ مگر اصل هشتم قانون اساسی جدا از آن وظیفه شرعی به عنوان یک وظیفه ملی و قانونی امر به معروف و نهی از منکر را بر دوش من و شما نگذاشته است؟ آیا هیچ منکری در قوه قضائیه ، در قوه مقننه وجود ندارد؟ سه دوره مجلس دست شما بود. دوازده سال کم زمانی است؟ دوازده سال !!

    «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُم‏ »،«یا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا». خدا می گوید به شما بصیرت می دهم، فرقان می دهم، قدرت تشخیص و تمییز بین حق و باطل می دهم، بین خوب وبد می دهم، بین خوب و خوب تر می دهم، بین بد و بدتر می دهم. ولی چگونه؟ موقعی که تقوا داشته باشید. تقوا چیست؟

    «اَفَغَیرَ اللهِ تَتَقُون » آیا از غیر خدا پروا می کنید و اسم خود را متقی می گذارید؟ متقی کسی است که « الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّه‏ » از هیچ کس جز خدا نمی ترسد . به او بگویند ضد ولایت فقیه.نمی ترسد به او بگویند افراطی. نمی ترسد به او هزار و یکی از این تهمت هایی که حضرات در جیبشان دارند نسبت بدهند.

    ما اگر برگردیم إن شاء الله به مبانی دینی خودمان؛  به منابع کامل و درست و دقیق معارف خودمان حتماً در واقعیت  میدان هم به پیش خواهیم رفت. بخش مهمی از شکست های میدانی ما بازتاب شکست های درونی ماست.بازتاب عقب نشینی جدی ما از مبانی شرعی و اخلاقی خودمان است. إن شاء الله خداوند توفیق بدهد که هم از هدایت او و هم از نصرت او برخوردار شویم.   

    این نکته را من به عنوان نکته پایانی تذکر دهم. خودم این را تجربه کرده ام که ما فقط از خدا نصرت می خواهیم هدایت نمی خواهیم! خدایا ما کار را خودمان بلدیم شما را العیاذ باالله ، فقط به عنوان مدیر تدارکات قبول داریم !  رهبر ما هستیم. ما مدیریت استراتژیک خوانده ایم ما دوره فلان را رفته ایم، ما کلاس های فلان را گذرانده ایم، ما خودمان می دانیم چکار باید بکنیم شما فقط کمک کن شما فقط پشتیبانی کن. ملکوت فقط لجستیک ما باشد ! این معامله ای است که ما داریم می کنیم در حالی که وقتی به واقعیت قرآن و مکتب اهل بیت نگاه می کنیم «وَ كَفى‏ بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصيراً» اول هادی است بعد نصیر است. اگر «إِيَّاكَ‏ نَسْتَعين‏» می خواهیم بگوییم قبلش « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » باید گفته باشیم اول باید رجل معبّد شده باشی، یعنی نفس خودت را آسفالت کرده باشی. در عربی طریق مُعَبَّد یعنی راه آسفالت.

    از کبیره دوری کنیم.یکی از گناهان کبیره که جلو اجابت دعا را می گیرد ترک امر به معروف و نهی از منکر است.ما امر به معروف را ترک می کنیم از ترس فلان حاج آقا، فلان آقای دکتر، فلان اقای مهندس، فلان مسئول، فلان نهاد. می بینیم دارد منکری مرتکب می شود می بینیم دارد زاویه می گیرد، می بینیم دارد یک چیزی را مدعی می شود که در چارچوب انقلاب اسلامی و مبانی دینی نیست ولی من باب مصلحت، من باب احترام، من باب ترس ، سکوت می کنیم .

    نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:47

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :